داستانهاي کس دادن | دانلود پی بک

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستانهاي کس دادن

داستانهاي کس دادن

داستانهاي کس دادن
 
کس دادن زنم به پسر همسایه | داستان سکسی
https://parsv.wordpress.com/2010/07/12/1-11/
Translate this page
Jul 12, 2010 – میخوام داستان سکس زنم با سینا پسر همسایمون رو واستون تعریف کنم. اوایل ازدواجمون من ومحرابه زندگی خوب وشادی رو داشتیم. هردومون با عشق و علاقه هیچی رو واسه همدیگه کم نمیذاشتیم.شایدبتونم به جرائت بگم اوائل ازدواجمون از لحاظ سکس کردن هیچ زن وشوهری به پای ما نمیرسید. هردومون حشری و کم تجربه تو سکس…
تجاوز به زنم وسط دریا
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272556.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – تااومدم نزدیکشون روشونو کردن اونور،ولی از زیر لنگی که دور کمرجاسم پیچیده بود کیرش که شق شده بود معلوم بود،خیلی کلفت و بزرگ بود،پیش خودم یه لحظه تصور کردم که اگه این مهینو بکنه تانصفه نکرده تو کس مهین جر میخوره،اشاره کردم به مهین که خودشو جمع وجور کنه،مهینم تازه متوجه شد دامنشو کشید روپاش.
کردن مستاجر خوش صدا | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/کردن-مستاجر-خوش-صدا/
Translate this page
Jun 25, 2011 – … از این کس شعرا خلاصه راضیش کردم بریم تو ماشین یه چرخی بزنیم و بعدش رابطمون تلفنی شد و دیگه دوست شده بودیم چند بارم رفتیم بیرون با هم و با هم راحت شده بودیم مثلا باهاش دست می دادم و اینا و چون من واسه سکس میخواستمش با پیام شروع کردم اوایل از دستم ناراحت شده بود بعد راضیش کردم با هم حال کنیم فقط بعد …
آبدارچی شرکت | بهترین داستان های س+ک+س+ی
https://4udastan.wordpress.com/2009/10/12/آبدارچی-شرکت/
Translate this page
Oct 12, 2009 – بعد اسد آقا به خانم نظری گفت بیا طاق باز بخواب تا كستو بگام اون هم خوابید و شروع به كس دادن كرد همون طور كه داشت كس میداد از من پرسید نظرت در مورد كیر اسدآقا چیه؟من گفتم هم خیلی كلفته هم دراز… اون گفت ولی این منو اذیت نمیكنه تازه خوشم هم میاد ولی این سیبیلاش لبامو اذیت میكنه!!در همون حال اسد شروع به لب گرفتن …
دوستم زن جودوکار منو کرد | yayasamana
https://yayasamana.wordpress.com/…/دوستم-زن-جودوکار-منو-کرد/
Translate this page
Nov 19, 2014 – گفتم کس ننت. حالا می شناسی؟ یهو منو شناخت وکلی با هم شوخی کردیم وخندیدیم ودعوتش کردم خونه مون برای شام. وقتی اومد از هر جایی‌ حرف زدیم و تا فهمیده بود من ازدواج کردم یه کادو آورد گرون قیمت. … شروع کرد چند تا تکنیک بدل به اون یاد دادن و بعد مژگان حمله میکرد واون بدل می زد وبا زور خود مژگان اونو مثل خیار می زد زمین.
پویا و سمیرا و مامانش | داستانهای قشنگ و زیبا
https://dastans3x.wordpress.com/2008/03/…/پویا-و-سمیرا-و-مامانش/
Translate this page
Mar 15, 2008 – از داستان دور نشیم.. مازیار به من گفت پویا کردن سمیرا همیشه یکی از آرزو های منه… اینو که گفت بچه ها همه ریختن سرش و شروع کردن انگشت کردنش… اونم میگفت بابا ولم کنید شما رو که نمیخوام بکنم! بچه ها هم میگفتن هر کسی میخواد سمیرا رو بکنه ما میکنیمش.. خلاصه کس شعرا آنقدر بالا رفت که دیگه همه بلند می خندیدن …
کس دادن مامانم به بابا بزرگ | داستان های سکس ایرانی!
https://koskirstory.wordpress.com/…/کس-دادن-مامانم-به-بابا-بزرگ/
Translate this page
Jan 18, 2008 – کس دادن مامانم به بابا بزرگ. از بابا بزرگم . منظورم بابای بابامه 0زیاد خوشم نمیاد . خیلی جلفه. تازگی یک منشی قرتی هم گرفته که با مامان خیی رفیقه. این را هم بگم مامانم زن راحتیه. راحت با مردها لاس میزنه و همیشه لباسهای باز مپوشه یک روز بابا بزرگ با منشییش امده بودن خونه ما با هم رفتیم به یک رستوران سنتیو اونجا …
since – Google Groups
https://groups.google.com/d/topic/…/azBsHTsYESk
Translate this page
داستانهاي سكس فاميلي ام رو تعريف كنم.داستان از انجا شروع شد كه شوهر خالم قرار بود براي ماموريت بره خارج از كشور و من هم مجبوربودم براي اين مدت برم پيشه اون البته ناراحت نبودم چون من … حال ميداد عقب و جلو كردن توي اون كس از بيشتر اينكه ميديدم خالم زير دستم درد ميكشه حال مي كردم ،ديگه صداي جيغش بلند شده بود.خواستم بچرخونمش كه …
جر دادن دختر برادر و مادرش (۱) | Dokhtarone’s Blog
https://dokhtarone.wordpress.com/…/جر-دادن-دختر-برادر-و-مادرش-۱/
Translate this page
Sep 5, 2011 – سلام به همه دوستان عزیزم در سایت شهوانی امیدوارم حال همه خوب باشند و روز های زندگی را با جر دادن کس های زیبا بگذرانند این داستان رو که بهترین داستان سکسم در زندگی ام بوده و خواهد بود میخام براتون شرح بدم. البته اینم عرض بکنم که این داستان آخرین داستان سکسم با مرجان خانم و مادرش استش ورنه قبل از این هر از گاهی …
کون دادن شیوا به برادرش | داستان سکسی
https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/…/کون-دادن-شیوا-به-برادر…
Translate this page
Jul 10, 2010 – از اونجایی که خانواده ی ما خیلی کم جمعیت بود و من هم زیاد آدم اجتماعی نبودم تا این اواخر هیچ تجربه ی سکس واقعی نداشتم و تنها راه ارضا شدنم خوندن همین داستان های سکسی بود. دیگه هیچ عکس و فیلمی به اندازه ی این داستان ها به من لذت نمیداد.اما حالا راستش اینقدر از تعریف کردن داستانی که دو هفته قبل برام اتفاق افتاد …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS