داستان سکسي مامان با دوست بابا | دانلود پی بک

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان سکسي مامان با دوست بابا

داستان سکسي مامان با دوست بابا

داستان سکسي مامان با دوست بابا
 
سکس زوری با مامانم | داستان سکسی
https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/سکس-زوری-با-مامانم/
Translate this page
Jul 10, 2010 – داستاني که زندگي منو از هم پاشوند و باعث شد واسه هميشه رابطه من و مادرم واسه هميشه خراب شه. … 18 سالم بود که به صورت کاملا اتفاقي سکس مامانم رو با بابام ديدم. … نمي دونستم چي به هم مي گن واسه همين در اتاقو نيمه باز گذاشتم تا ببينم چه خبره که ديدم آقاي مرادی (دوست بابام)دستشو گذاشته رو سينه مامانم و داره با مامانم …
آقا محمد و مامانم! | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/14/آقا-محمد-و-مامانم/
Translate this page
Jul 14, 2010 – اسم من احسانه. ما یه همسایه داریم که اسمش محمده ما بهش میگیم آقا محمد که خدا نه بهش ریش و سیبیل داده بود نه یه خانواده درست و حسابی مثل بقیه آدما. خونه ما آپارتمانیه اونا هم همسایه پاینی ما. مثل همه همسایه ها با هم رفت و آمد داشتیم ولی آخرش مثل همه اونا نشد. بعضی وقتا مامانم میرفت خونشون که مثلا باحاجیه خانوم(ما به زنش …
کس دادن مامانم به بابا بزرگ | داستان های سکس ایرانی!
https://koskirstory.wordpress.com/…/کس-دادن-مامانم-به-بابا-بزرگ/
Translate this page
Jan 18, 2008 – از بابا بزرگم . منظورم بابای بابامه 0زیاد خوشم نمیاد . خیلی جلفه. تازگی یک منشی قرتی هم گرفته که با مامان خیی رفیقه. این را هم بگم مامانم زن راحتیه. راحت با مردها لاس میزنه و همیشه لباسهای باز مپوشهیک روز بابا بزرگ با منشییش امده بودن خونه ما با هم رفتیم به یک…
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 60 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_60.html
Translate this page
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم … دیگه من شوهر مامانم شدم و هر شب تو بغل هم میخوابیم . حالا هر وقت اراده کنم میتونم مامانم را بکنم و با هم سکس داشته باشیم هر شب از بابام تشکر میکنم که همچین ارثی را برام گذاشته … مامانم در غياب شوهرش شبها دير ميآمد خونه و خواهرم هم با دوست پسرش ميرفت بيرون. من خيلي وقت بود كه تو كف …
سه ضرب در دو
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272564.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – بابا داشت به شراره می گفت من از همون وقتی که یه دختر رسیده ای شدی آرزوی یه همچین روزی رو داشتم و همیشه در رویاهام بود که بتونم باهات سکس داشته باشم و خوشحالم … قبل از این که کیرشو فرو کنه تو کوس شراره و کارو تموم کنه دوست قدیمشو که در حال گاییدن زنش یعنی مامان مهین من بود صدا زد -اصغر آقا یه دقیقه تشریف …
مامانم و پدر دوستم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/مامانم-و-پدر-دوستم
Translate this page
Oct 23, 2016 – حالا اشکال نداره عمو محمود نذار حوصله ناهید خانم سر بره بعدش آقا محمود با یه مکسی دست مامانمو گرفت و با هم رفتن وسط تو همین حال دوتا از دوستای فرهاد که از اون دلقکهای بی ادب بودن و خیلیم مست بودن با قهقهه داد میزدن آقا محمود مبارکه …. خیلی هم خوب بود خیلی وقت بود داستان سکس مادر با غریبه از زبان پسرش نخونده بودیم …
سکس مامان جندم | داستان سکسی
https://dastan021.tumblr.com/post/159955982062/سکس-مامان-جندم
Translate this page
Apr 24, 2017 – سکس مامان جندم. سلام من الان بیست و نه سالمه داستان برمیگرده به تقریبا چهارده سالگیم.من یه پسر سفید با کون بزرگ که از بچگی همه توو کفم بودن البته چن … میگه حاج خانوم اینا ارزش ندارن اصلا مامانم که چادرشو انداخته بودو بایه تاپ و شلوار دولا شده بود داشت خرت و پرتارو جابجا میکرد هی میگفت اینا بابا اینا خوبه اما …
داستان من و مامان مونا – فارس پاتوق
www.farspatogh.ir › … › کانال شعر و ادبیات › نثر-داستان-حکایت
Translate this page
Aug 19, 2017 – داستان منو مامان مونا داستان من و مونا داستان خوب من و مامانش سلام دوستای خوبم من باز اومدم با داستان و خاطره یکی از بچه هایی که الان از دوستای خوبمه، خیلی پسر خوبیه. داستان که برای زمان بچگی احسان برمیگرده رو از زبون خودش میگم: خیلی وقت پیش ها که من حدوده ۵ سالم بوده بابام فوت کرده بود، منو مامانم و خواهرم تنها زندگی …
دیازپام خوردن مامانم | داستان سکسی
https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/دیازپام-خوردن-مامانم/
Translate this page
Jul 10, 2010 – این داستان که می خوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 2 ماهه پیش.من خیلی سکس با فامیل رو دوست داشتم .نزدیک ترین کسیم که بهش دسترسی داشتم مامانم بود.به هر نحوی … یه دفعه وقتی من و مامانم خواب بودیم ساعت حدود 11:30 شب بود بابام از اصفهان زنگ زد .چون مامان وباباش اونجا زندگی می کردن. بعضی وقتها چند روزی …
من و پسر عمو و… | dastan2012
https://dastan2012.wordpress.com/2010/08/27/من-و-پسر-عمو-و/
Translate this page
Aug 27, 2010 – اون شب مامانم با دوستاش دورهء زنونه داشت و بابام هم با دوستاش مجردی رفته بودن شمال و من تنها بودم. وقتی دیدم همهء … من عاشق فیلم سوپر دیدن بودم و اونو به 10 بار کس کردن ترجیح میدادم به خصوص صحنه های ساک زدن کیر رو خیلی دوست داشتم. خلاصه اون …. ظ. and is filed under داستان سکسی, داستان سری ششم. You can …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS