داستان صکسي با دختر خواهر | دانلود پی بک

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان صکسي با دختر خواهر

داستان صکسي با دختر خواهر

داستان صکسي با دختر خواهر
 
کون دادن شیوا به برادرش | داستان سکسی
https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/…/کون-دادن-شیوا-به-برادر…
Translate this page
Jul 10, 2010 – بعد از ازدواج خواهر بزرگترم من و شیوا توی خونه تنها شدیم و توی طبقه ی خودمون با هم میخوابیدیم. همین تنهایی ما باعث شد کم کم من به فکر شیوا بیفتم. دختری که دو سال و نیم از من بزرگتر بود و از لحاظ چهره و هیکل کم و کاستی نداشت. یه صورت گرد و خوشکل با یه اندام متوسط و گوشتی که واقعا سکسی بود.از طرفی شیوا …
جر دادن دختر برادر و مادرش (۱) | Dokhtarone’s Blog
https://dokhtarone.wordpress.com/…/جر-دادن-دختر-برادر-و-مادرش-۱/
Translate this page
Sep 5, 2011 – سلام به همه دوستان عزیزم در سایت شهوانی امیدوارم حال همه خوب باشند و روز های زندگی را با جر دادن کس های زیبا بگذرانند این داستان رو که بهترین داستان سکسم در زندگی ام بوده و خواهد بود میخام براتون شرح بدم. البته اینم عرض بکنم که این داستان آخرین داستان سکسم با مرجان خانم و مادرش استش ورنه قبل از این هر از گاهی …
داستان سکس علی با یه دختر بچه | dastan2012
https://dastan2012.wordpress.com/…/داستان-سکس-علی-با-یه-دختر…
Translate this page
Jul 20, 2010 – ميخواستم سكس خودم رو كه با يه دختر بچه بود رو واستون تعريف كنم … 5 سال پيش يكي از فاميلاي خيلي … داستان سکس علی با یه دختر بچه. سلام من علي هستم و 20 سالمه … … تا اينكه يكي از فاميلامون فوت كرد و پدر مادرم هم رفتند شهرستان و چون خواهرم تنها بود فاطمه اومد كه پيش اون باشه … خواهرم حالش بد بود و گرفت …
سکس با خواهرم | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/سکس-با-خواهرم/
Translate this page
Jun 25, 2011 – این ماجرا از سه هفته پیش شروع شده و واقعا حقیقت داره، اگرچه اینجا هیشکی هیچ داستانی رو واقعآ باور نمیکنه و سر فحش رو به نویسنده ی داستان میکشه که آی دروغه و کسشره و… خواهر بزرگم سی سالشه از شش سال پیش طلاق گرفته و با پسرش با ما زندگی میکنه.من بیکارم و همش تو خونه ام و مادرم و خواهرم و پدرم اکثر موقع ها …
خواهرزن من، مريم | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/خواهرزن-من،-مريم/
Translate this page
Jun 25, 2011 – در طول شش سال زندگي مشترك با زنم، هرگز چيزي به نام عشق بين ما وجود نداشت. ما را مادرهايمان براي هم پيداكرده‌بودند و در تمام اين مدت، ما داشتيم تاوان پاي‌بندي به حرف‌هاي مادرانمان را مي‌داديم. و خدامي‌داند كه اگر مريم نبود، شايد همان سال اول كارمان به جدايي مي‌كشيد. مريم، خواهر زن كوچكترم بود. آن‌ها چهار دختر بودند كه زنم اولين، و …
سكس با خواهر زن ترسو | سكس ايرانيان
https://6iran.wordpress.com/2011/08/25/سكس-با-خواهر-زن-ترسو/
Translate this page
Aug 25, 2011 – سلام.. اسم شهرها و آدم ها مستعاره. من اميدم ٣٠ سالمه و ٦ ساله ازدواج كردم. اين خاطره مال سال ٨٦ هست كه من و خانومم هنوز نامزد بوديم. خونواده هامون تو اراك زندكي ميكنن و من تهرانم. خواهر زنم كه دكتره واسه دوره طرحش تهران بود و خونه باباش كه واسه سفراشون خريده بود…
خواهر زن مرموز | nimaxxx
https://nimaxxx.wordpress.com/2011/12/17/خواهر-زن-مرموز/
Translate this page
Dec 17, 2011 – داستانی که میخوام براتون تعریف کنم واقعیته وازاون داستانهای خیلای نیست .من حامدم و6ساله باهمسرم مهسا ازدواج کردم.با هم زندگی خوبی داریمو انواع سکس رو هم باهم داشتیم.یه خواهر زن دارم که عند تیپ وهیکله .کمر باریک .سینه های هفتی تو مشتی .لبای درشت وکون تپل که سفته وبالا وایساده .از اون تسبیح به آب…
سکس گروهی با خواهرم شراره | داستان سکسی
https://parsv.wordpress.com/2010/07/…/سکس-گروهی-با-خواهرم-شرا…
Translate this page
Jul 10, 2010 – سلام.من امیر هستم و 22 سالمه. راستش من توی تمام این مدتی که از زندگیم می گذشت هیچ وقت با هیچ زن و دختری سکس نداشتم و همیشه حسرت یه سکس خوب رو تو دلم داشتم ولی موقعیتش پیش نمی اومد. اطرافم هم دختر زیاد بود و اولین و نزدیک ترین دختر بهم،خواهر بزرگم شیدا بود.خب من دو تا خواهر دارم ولی اونقدری که به شیدا …
آبجی کوچیکه | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/10/آبجی-کوچیکه/
Translate this page
Jul 10, 2010 – من رضا هستم و 29 سالمه ومجرد. یه خواهر دارم که 25 سالشه ولی متاهله .این قضیه مال پارساله من خیلی دوست داشتم با خواهرم سکس داشته باشم اونم اینو می دونست چون بارها به بهونه های مختلف مالیده بودمش . یه روز که رفته بودم خونشون از صبح تو کفش بودم اونم بیحال افتاده…
داستان سکس با شیما (خواهرزن) | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/…/داستان-سکس-با-شیما-خواهرز…
Translate this page
Jul 15, 2010 – داستان سکس با شیما (خواهرزن). luglio 15, 2010 di iransms. من یک خواهر زن دارم که 3 سال از زنم کوچکتره اولا که ازدواج کرده بودم زیاد ازش خوشم نمیومد چون زیاد تو کارای ما دخالت میکرد حتی 2 یا3بار باهاش دعوام شد و خلاضه باهم خوب نبودیم. اما یه مدت بعد کاملا رفتارش عوض شد و زیاد به من محبت میکرد حتی چند در حالی که …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS