کون دادن من و خاله | دانلود پی بک

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » کون دادن من و خاله

کون دادن من و خاله

کون دادن من و خاله
 
خاله سوسن | شهوانی
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272580.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – خاله سوسن. این قضیه مال پاییز 1380 هستش. من و خالم با هم چیزی نداریم یعنی از همه چیز من خبر داره چون از وقتی از شوهرش طلاق گرفته و مامان و بابا بزرگم مرحوم شدم من هم دیدم خالم تنهاست … منم از همه جا بی خبر که خاله ما پشت دره می خواستم بکنم تو کون زیدم اون می گفت کلفت و درازه می ترسم پاره بشم خلاصه پیچوند.
باسن خاله ام | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/10/1-5/
Translate this page
Jul 10, 2010 – باسن خاله ام. luglio 10, 2010 di iransms. سلام من از بچگی دوس داشتم خالمو بکنم. هروقت میشد تو حموم لباس عوض کردن دید میزدم هر وقتم میتونستم میچسبیدم بهش معمولا از عقب. تو اشپزخونه موقع ظرف جمع کردن هرطور شده خودمو به کون خالم میرسوندم میچسبیدم بهش.. تا اینکه یه اتفاقی افتاد من مجبور شدم چند روز در ماه برم …
چه کوسی بود دوست خالم – sahvatnak
https://sahvatnak.wordpress.com/2015/06/02/سلام-دنیا/
Translate this page
Jun 2, 2015 – دوستان اگه کسی حوصله ی خوندنشو نداره زور نیس نخونه من با همه ی جزئیات میگم بریم سر اصل مطلب من یه خاله دارم که خیلی دوسش دارم اونم همچنین هر چی از دستش … بود داشت با لب تاپ کار میکرد که منم هی فرصت میخواستم که بهش زل بزنم خیلی تو کف بودم دیدم همونجور که نشسته شلوارش یکم از کون نازش اومده پایین منم از …
من و خاله فریبا | dastan2012
https://dastan2012.wordpress.com/2010/08/20/من-و-خاله-فریبا/
Translate this page
Aug 20, 2010 – اسم من هومن هست و 26 سالم هست. علت این که می خوام این داستان رو براتون بگم اینکه اولاً همیشه دوست داشتم این داستان رو تو این سایت برای شما بنویسم و ثانیاً چند داستان در مورد سکس خانوادگی و مخصوصاً سکس با خاله تو سایت هست که امیدوارم با این داستان این مجموعه…
کون دادن من و خالم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/کون-دادن-من-و-خالم
Translate this page
کون دادن من و خالم. 1392/9/9. سلام اسم من مرجانه و بیست سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به دوسال پیش وقتی که هیجده سالم بود؛بریم سر اصل … چون دیگه نمیدیدمش؛بعدظهر بود خاله فاطیم بهم زنگ زد ومثه همیشه شروع کرد به شوخی بامن اخه خیلی باهم راحتیم وگفت مهرادت پرید و دیگه پیشت نیست واومده شهر من (اخه خونش …
یه کم شل کن خاله ببینه! – چیزنا
chizna.ir/یه-کم-شل-کن-خاله-ببینه/
Translate this page
Dec 17, 2015 – ۲۶ آذر ۱۳۹۴. یه کم شل کن خاله ببینه! وحید میرزایی. خانه ما نبش کوچه میثاقیان بود، مطب دکتر شریفی انتهای کوچه. یک منشیِ دکتر شریفی هم بود که تزریقات انجام می‌داد. من مانند همه بچه‌های دنیا از دکتر، بیمارستان، داروخانه و… متنفر بودم. یعنی حاضر بودم شب‌ها از شدت سرفه روده و معده و همه امعا و احشایم بریزد بیرون روی …
سکس با خاله ی عزیزم – داستان سکسی – fatishmiss
https://fatishmiss.wordpress.com/…/سکس-با-خاله-ی-عزیزم-داستان-…
Translate this page
Sep 6, 2015 – سلام. از خودم بگم من امیر 19 سالمه کیرم یه 20 سانتی میشه م. خاله ی عزیزم فاطی جون هم یک دختر خوش هیکل 23 ساله هست که ببینیش نکرده ارضا میشی.قضیه مال چند ماه پیشه,من خودم تنها تو خونه بودم که خالم از شهرستان سر زده اومد و وقتی اومد تازه فهمید که کسی خونه ی ما نیست وقتی اومد دست با هم دادیم و صورت هم رو بوس …
سکس با دوست مامانم سیما جون | داستان سکسی
https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1/
Translate this page
Jul 10, 2010 – گفتم اگه من خودم راضی باشم و تو هم راضی باشی دیگه به مامانم ربطی سیماره تو راحت باش. بعد که آرومش کردم گفتم می خوام لخت شیم کامل. گفت نه می ترسم یکی بیاد. گفتم مامان اینا تازه رفتن خونه خاله تا امشب هم نمیان وقتی اینو گفتم یه کم آروم شد و گذاشت لختش کنم.سریع تاپشو در آوردم و رفتم سراغ شلوارش اونم …
با جنبه ها تقدیم میکند on Instagram: “” این داستان دارای صحنه های …
https://www.instagram.com/p/BAh1DPTAl_8/
Translate this page
Jan 14, 2016 – من:اوممممم عاخه…اممممم مممم یهــو یادم افتــاد اوه مــای گیرلز خاله اینا یه ساختمان سه طبقه دارن،طبقه اول و دوم دادن مستــاجر ولــی نکتــه جذاب ماجرا این بود که طبقه دوم رو دادن به چهــار تا دانشجــو دختــر من:خاله ژوون منکه جز شما کسیو ندارم،شما بووگوو برو تو چاه؛چشم بسته میرم توشش،شما ساختمان رو تحویل من بده،اجازه نمیدم یه گربه …
کردن الهام تپل | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/کردن-الهام-تپل/
Translate this page
Jun 25, 2011 – سلام من زیاد اهل پیچوندن و طول دادن داستان نیستم،یه عمو دارم که یدونه دختر داره3سال ازمن کوچیکتره. سال83 بود که من متوجه شدم الهام … تصمیم گرفتم از اون کون خوشمزه و کوس شیرینش بی بهره نشم یه روز که بیرون بودیم بهش گفتم الهام می خوامت،گفتم زنم میشی بهم گفت یک ساله که می خوام براش شرط گذاشتم شرط من …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS